خُرده فریادهای بشر،
چون سنگ‌ ریزه‌ های گم‌ شده در دهانِ تاریخ‌ اند؛
هیچ‌ کدام
به‌ اندازهٔ یک زخم
جرأتِ صدا شدن نداشتند.

جهان
از سکوت ساخته شد،
نه از نور؛
از آن مکثی
که میانِ دو تپشِ آخر
می‌ مانَد
و نمی‌ گذارد مرگ
وظيفه‌ اش را بفهمد.

ما
وارثانِ زمینی هستیم
که بر آن
هیچ فریادی
به پایان نرسید؛
همه نیمه‌ کاره مُردند،
و نیمه‌ کاره ادامه دادند.

بشر
سال‌ هاست
به جای گفتن،
به جای گریستن،
به جای سوختن،
فقط
خُرده‌فریادی را
در انتهای حلقِ تاریکش
قورت می‌دهد؛
و جهان
از همین فرو بردن‌ ها
ویران شد،
نه از جنگ.

محمد ناصری
#محمد_ناصری_اهواز