از من عبور کن
از من عبور کن!
از این گوشتِ اندیشنده
که قرن هاست
به صلیبِ مصلحت
کشیده شده.
مرا
نه ببخش
نه تفسیر کن
بشکن
چون آینه ای
که دیگر
تاب چهره ی فریب ندارد.
ای آزادی،
ای فتحِ زخم،
ای حقیقتِ فهم
مرا
از دل فاجعه
بیآفرین ؛
مرا
نگین وار
در مشتِ تاریخ
صیقل بده
تا برقِ من
چشمِ شب را
بدرد.
در این سیرکِ ایدئولوژیک
که جلادان
با واژه ها
لطف میکنند
و فهم
به بردگیِ شعار
رضایت داده است،
من ایستاده ام
نه مؤمن
نه منکر
بلکه
انسان،
با کرامتِ مقدسِ شک.
رهایی
آشتی نیست،
توافق نیست،
شورشِ نور است
علیهِ مغزِ تاریکی .
و ما
ما نوادگانِ خورشیدیم
نه به ارث
که به حکمِ ایستادن.
اگر خورشید را
اعدام کنند
اگر نامِ نور را
قدغن کنند
ما
از استخوانِ خود
سپیده
خواهیم ساخت.
و این
آخرین داوری است:
جهان
یا
با ما
روشن میشود
یا
زیرِ وزنِ سکوتِ ما
فرو
میریزد.
محمد ناصری
#محمد_ناصری_اهواز
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۴ ساعت 15:40 توسط محمد ناصری
|