شب و رویا
شب و رویا
شب که می شود
زمان در هاله ای از شاید ها می پیچد...
شاید ها می چرخند و اضطرابی مبهم
در فضا پراکنده می شود...
شاید ها
باید ها
خواستن ها
در ذهن آدمی
مانند ابرها بر دوش آسمان
این سو و آنسو می روند
و شاید هم، این هجوم است!
هجوم بی خوابی از حسِ
ابتذالِ شبانه ی یک رویا!
و
سخت ایستاده ایم، کنار این شاید های بی پایان...
محمد ناصری
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 0:40 توسط محمد ناصری
|