سوگواری
میدانم لحظه به لحظه سوگوار همیشه ی
رویاهایت خواهی بود
و از انکار خاطرات
به عظمت سکوت پناه می بری
میدانم
بهار را با رَشک و اشک و شَک
آغاز کرده ای و این فصل سبز را
با هزاران جراحتِ بی دلیل به آغوش
کشیده ای
و
من مدام
صدایِ هق هقِ بی وقفه ات را
در آسمانِ آبی این شهر
به گوش جان می شنوم؛
تو
سوگوار رویاهایت
و
من
به فکر لالایی برای تسکین این
بهار غم زده ی تو...
محمد ناصری
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 3:35 توسط محمد ناصری
|