من تیرماه ی ام
فرزند بزرگ تابستان

عمریست ، جست و جو کنان، گِرد جهان می گردم
تا
آن دَم که دیدگانم به خواب ابدی بپیوندند...

من تیرماه ی ام

عشق را نفس می کشم
در او می میرم و از نو زاده می شوم
دل های خسته را کشف می کنم
روحم سکوت شب را شانه می زند
تبسم ماه را نظاره ام
نجوای پنهانِ ستارگان را به آغوش می کشم...

من تیرماه ی ام

عاشقانه های سبز درختان
دلبریِ جزر و مد دریا و ساحل را
با زبان های بیگانه می نویسم
و
آرام می رویم در رگ و پیِ زمان...

من تیرماه ی ام
فرزند بزرگ تابستان
و
زود می گذرم از
هر چه بود و نبود...

محمد ناصری
#محمد_ناصری_اهواز
https://t.me/mohammadnaseri40