هر شب ماه

خود را از میانِ سایه های شب

بیرون می کشـــــد

تا فرقِ شب را بشکافد

آب را از خواب بپراند

بینوا را از غم برهاند

واژه های تاریک را روشن

و قلب حفره های منزویِ در خاک گُل کند،

کفه ی عشق از نفرت سنگین تر

و من از قیاسِ دو بی نهایت رها،

یکی خود

دیگری هستی

که هر دو از یک بی نهایت ایم...

 

#محمد_ ناصری _اهواز

24/8/1395

http://www.mohammadnaseri40.blogfa.com