زخمی که سخنِ دوست به دلخانه ی ما زد
آن زخم که روا شد، دوا شد بر این جان که رها شد

با ما که نمک پرورده ی این سیر و سلوکیم
زخم سخن دوست چه جانانه دوا شد

در مسلک ما هر چه که گفتند طبیب شد
ای دوست سخن تو ز تلخی طبیب دلِ ما شد

آن دَم که سخنِ دوستِ مخالف بیان شد
هر راز که در پرده نهان بود عیان شد

ما ز فانی بودن خود بَسی آگاهیم
از (تیرداد) زمانه بدانید که این تیر رها شد

محمد ناصری
#محمد_ناصری_اهواز

19 /4/1404