در انتهای باد،
قدم‌های من
به روی این سکوت خاموش ،
چون آهِ پیرمردی که هیچ‌کس نمی‌شنود،
می‌شکند.

سنگ های تراشیده ایستاده‌اند،
بی‌چهره و بی‌صدا،
به سالیان طولانی نگاه می‌کنند
که خاک، آرام
نام‌ها را بلعیده است.

سنگ‌ها،
با دهان بسته،
رازهایی دارند
که هیچ زبانی
جرئت گفتن آن را ندارد.

من، در میانِ صفِ خاموشان،
مثل سایه‌ای بی‌وزن،
به جستجوی پژواکی
که دیگر نیست؛
و می‌دانم،
سکوت اینجا،
آخرین کلمهٔ جهان است.

محمد ناصری
#محمد_ناصری_اهواز